ابو طالب حسينى تربتى
152
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و چون بمسامع من رسيد كه قيصر افواج بر بلاد حلب و حمص و ديار بكر تعين نموده و قرا يوسف تركمان كه از من گريخته بود و پناه بقيصر برده براهزني و آزار قافله كه بحرمين شريفين آمد و شد مي نمايند مشغول است و درين وقت جماعه آمدند و از تعدي و ستم وي دادخواه شدند و بر من لازم شد كه سزاي قرا يوسف را در كنارش نهم و قيصر را از خواب غفلت بيدار سازم درين باب كنكاش چنين يافتم كه از هر شهري و قبيله لشكر طلب دارم و حشر كرده بر سر قيصر روان شوم و چون لشكرها جمع آمده بودند در ماه رجب سنه هشتصد و چهار هجري از اذربايجان بعزم رزم قيصر روانه شدم و پيشتر از خود افواج تعين نمودم كه بر مملكت روم تركتاز آورند و فوج ديكر تعين كردم كه منازل و آب و علف را ملاحظه كنند و از راه انكوريه متوجه شدم و قيصر با چهار صد هزار كس از سوار و پياده بمقابله و مدافعهء من شتافت و جنك انداختم و فتح كردم و قيصر را لشكريان من دست كير كرده بحضور آوردند و بعد يورش هفت ساله مظفر و منصور بسمرقند مراجعت نمودم